علی مطهری نماینده مجلس به شدت از سریال گاندو انتقاد کرد.

به گزارشعصر ایران، علی مطهری در رومه ایران نوشت:

سریال <<گاندو>> بیشتر تخیلی بود تا واقعی؛ این سریال براساس پروژه نفوذ ساخته شده بود، در حالی که احتمال نفوذ در دولت پنهان به دلیل قدرت برتر آن بیشتر است.

امریکا، انگلیس و اسرائیل که معمولاً مبدأ ارسال نفوذی یا جاسوس هستند می دانند که معمولاً دولت ها در ایران قدرت تعیین کننده نیستند و قدرت تأثیرگذار در جای دیگری است.

لذا احتمال نفوذ در نهادهای حکومتی و نیروهای مسلح بیشتر از احتمال نفوذ و جاسوسی در دولت است.

سریال <<گاندو>> در واقع رهبری را هم زیر سؤال برده است چون این گونه تصمیمات و آزادی این گونه افراد بدون اطلاع ایشان انجام نمی شود.

اگر آزاد شدن جیسون رضائیان آن گونه که سریال بر آن تأکید دارد صرفاً برای دریافت پول های بلوکه شده بوده است، پس تکلیف مجازات جاسوس چه می شود؟ و اگر از اول برای معامله بازداشت شده بوده قبح بیشتری دارد و با اصول اخلاقی اسلام سازگار نیست.

این سریال غیر از اینکه عملکرد نظام را زیر سؤال برد، با توجه به اینکه اختلاف میان بخش های نظام ایجاد کرده پخش آن در شرایط امروز صلاح نبود، چرا که امروز باید صدای واحد از کشور شنیده شود.

من این اقدامات را افراطی و دنباله اقدامات کسانی می دانم که مصمم بودند برجام اجرا نشود و آنقدر کارشکنی کردند تا به هدف شان رسیدند و زمینه خروج ترامپ از برجام فراهم شد. اگر آن بخش از نظام مصمم به اجرای برجام بود، امروز سرنوشت کشور چیز دیگری بود.

امروز هم این افراد به جای آنکه رفتارشان را تغییر دهند همان راه را ادامه می دهند و توجهی به منافع ملی و آرمان های انقلاب ندارند.

رومه <<کیهان>> در سرمقاله خود نوشت:

پیش از این در همین ستون راجع به <<بازخوردها>> نوشتیم. اینکه بازخورد اصلا چیست و به چه دردی می خورد. گفتیم بازخورد، مدتی پس از پیاده سازی یک ایده یا طرح، خود را نشان می دهد. اگر مثبت بود (ما را به هدف نزدیک کرد) آن مسیر تا رسیدن به نقطه مطلوب ادامه می یابد. اگر منفی بود(از هدف دورمان کرد) کمک می کند مسیر را تصحیح کرده و به راه ادامه دهیم. چیزی شبیه به قطب نما. مثال هم زدیم. نوشتیم، فرض کنید دانش آموزی به دنبال شرکت در کنکور سراسری است. بدون م با کار بلد ها و بی توجه به تجربیات دیگران برنامه ریزی درسی می کند. پس از مثلا دو ماه بازخورد کارش را بررسی می کند. اگر سرعت و کیفیت یادگیری بالا بود با همان برنامه ادامه می دهد اگر نه، تغییر برنامه و روش می دهد. <<بازخورد>> مثل یک علامت هشدار عمل می کند.
گفتیم، صف گوشت، وضعیت بیکاری، اوضاع مسکن و مستاجران، وضعیت فروش نفت و حتی وضعی که امروز <<برجام>> دچار آن شده همه و همه <<بازخورد>> راه و روشی هستند که رفته ایم. اینها علائم هشداری هستند که نشان می دهند، یک جای کار می لنگد و مسیری که در این 6 سال و اندی رفته ایم، <<درست>> نیست. اینجا و این نقطه، جای جِرزنی و فرار از مسئولیت هم نیست. وقت زمین و زمان را به هم بافتن و همه الا خود را مقصر معرفی کردن هم نیست. با مشاهده این علائم، باید ایستاد، برگشت و کمی به عقب نگاه کرد، اشتباهات را دید و دید کجای کار می لنگد. پس از یافتن ایراد برنامه، برنامه را باید تغییر داد و به جلو جرکت کرد.
سریال تلویزیونی<<گاندو>>، تقریبا همین کار را کرد. کمی ما را به عقب برد و روی یکی از موثرترین و بدترین اشتباهات برنامه ریزان و مدیران دولت و روش کار آنها متمرکز شد. در آن نقطه <<ریز>> شد و یکی از آن دهها جایی که کار می لنگید را پیدا کرد و به مسئولین دولتی و مردم نشان داد. این سریال گفت: <<نفوذ شوخی و توهم توطئه نیست>>. اما بر خلاف استقبال مردمی از این سریال، دولت آن را برنتابید.
این سریال این را هم گفت که، برخی نقاطی که در آنها <<بد>> می لنگیم، همان نقاطی هستند که در آنها <<جاسوس>> و <<نفوذی>> داشتیم. راستی امروز مگر ما در دو نقطه فروش نفت خام و برجام! نمی لنگیم؟ مگر در همین دو نقطه جاسوس نگرفتیم؟ در جریان مذاکرات هسته ای و در تیم مذاکره کننده کشورمان، کارشناس مسائل مالی و روابط بانکی ما آیا جاسوس نبود؟! او همان کسی نیست که پس از توافق هسته ای عضو ستاد پیگیری برجام هم شد؟
درباره نفت هم دو نکته مشابه رسانه ای شده است. یکی ماجرای آن زن و شماری از تصمیم گیران نفتی که دادستان کل کشور هم کلیت ماجرا را تایید کرد، و دیگری ماجرای مشکوک نفتکش ایرانی و راهزنی دریایی انگلیس. در این ماجرا اعلام شد، نفت کش روسی است، مقصد آن سوریه است، نفت آن از دبی بارگیری شده، پرچمش متعلق به کشور پاناماست و مدارک نیز به نام یک عراقی صادر شده است. اگر این اطلاعات درست است، آیا نباید بپرسیم دشمن، چگونه متوجه شد نفت این کشتی ایرانی است؟ آیا این راهزنی دریایی، ارتباطی با ماجرای آن جاسوسه و 16 تصمیم گیر نفتی نمی تواند داشته باشد؟
سریال گاندو، تجزیه و تحلیل <<بازخورد>>های نقشه راه دولت در این 6 سال و اندی بود. به دنبال یافتن پاسخ این سؤال های مهم همه ما ایرانی ها بود که، <<چرا وضعیت این طور شد؟>>؛ <<چرا از مذاکره با غرب و برجام آبی برای مردم گرم نشد؟>> و اصلا <<چرا ما 40 سال است که مرگ بر آمریکا می گوییم؟>>. خلاصه اینکه، این سریال به اندازه خود موفق بود و توانست لااقل به یکی از دلایل مهم به وجود آمدن <<وضعیت موجود>> بپردازد. اما چه کسانی و چرا به <<گاندو>> حمله می کنند؟
دو طیف به این سریال حمله کردند. یکی ضدانقلاب خارج نشین که، تکلیف آنها معلوم است و ارزش بررسی را ندارد. طیف دوم اما از داخل همین مملکت بود! از طیف اصلاح طلب بگیر تا برخی جریان های ی و رسانه ای نزدیک به دولت. شاید برای رسانه ای جماعت کمی عجیب باشد اما، یکی از رومه های مدعی اصلاحات، در شماره دیروز خود 6 مطلب علیه این سریال رفته بود! مثل یک <<پرونده ویژه>>!
تقریبا تمام کسانی هم که گاندو، جیغشان را درآورده، در یک چیز مشترکند. همه آنها به شکلی در به وجود آمدن وضعیت موجود، نقش دارند و مقصر وضع موجودند.
حملات به <<گاندو>> هم، از زاویه های مختلف و به اشکال گوناگون صورت می گیرند. برخی تلاش می کنند، ضعف های فنی را شناسایی و با برجسته سازی و درشت نمایی آن، <<زیرآب>> کل سریال را بزنند. برخی با حملات حساب شده اما عصبی، بازیگران این فیلم را آماج اهانت قرار داده و بعضا حتی تهدیدشان می کنند، برخی این داستان را از اساس<<کذب>> خوانده و برای اثبات آن، مثل خبرگزاری رسمی دولت از قول نویسنده سریال، اخبار <<کذب>> منتشر می کنند. برخی نیز تلاش می کنند با روش غیر حرفه ای <<مشابهت سازی>> از تاثیرگذاری این سریال بکاهند.
اما دلایل این همه جیغ و حمله؛ یکی همانی است که بالا اشاره شد. تقریبا همه آنها به شکلی و به اندازه خود، در به وجود آمدن این وضع، مقصرند و باید پاسخگو باشند. منتها بهترین پاسخ را حمله می بینند! اما مهم ترین علت این حملات کنترل نشده و عصبی شاید، وحشت از ادامه این روند فلیم سازی باشد. لااقل بخشی از آنها می دانند، در این 6 سال چه دسته گلی به آب داده اند. ممکن است، <<گاندو 1>> نوک کوه یخ باشد! در این سال ها، کم جاسوس نگرفتیم، این طیف هم کم به شکارچیان جاسوس حمله نکردند. نگرانی از ساخت گاندوی 2، 3 و. می تواند علت اصلی این همه خشم و نگرانی و وحشت باشد وگرنه، اگر این سریال به لحاظ فنی ضعیف بود یا به قول آن یکی رومه زنجیره ای، صدا و سیما با ساخت و پخش چنین سریال هایی تیشه به ریشه خود می زند، آنها باید خیلی هم خوشحال باشند. مگر یکی از کارویژه های تعریف شده شان، سوتی گرفتن از تلویزیون برای کاستن از مخاطبان آن نیست؟ راستی اگر صدا و سیما مخاطب ندارد، چرا این همه از پخش این سریال، عصبانی اند؟ این سریال اگر فقط یک خوبی داشت این بود که نشان داد، کسانی که می گویند صدا و سیما مخاطب ندارد دروغ می گویند.
یک دلیل مهم دیگر برای این همه نگرانی می تواند این باشد که آنها- به هر دلیلی- قصد تغییر نقشه راه را ندارند و به بازخوردها هم اهمیتی نمی دهند و قصد تکرار مذاکرات خسارت بار برجام را دارند. شاهد این ادعا، عقب نشینی <<میلیمتری>> ما از تعهدات برجامی مان در مقابل عقب نشینی <<کامل>> آنها از اجرای تعهداتشان است و همینطور، اظهاراتِ حماسی اما خالی از عملِ برخی مسئولین دولتی علیه اروپا پس از پایان هر گام ضرب الاجل است که به نظر می رسد، صرفا برای بستن دهان منتقدان است که با صدای بلند رسانه ای می شود.
طی این یکی دو روزی که از مهلت 60 روزه دولت به اروپا گذشته، به ازای هر خط و نشانی که برای حریف کشیده شده، چند پیام <<مذاکره>> هم برای خنثی شدن شوک آن خط و نشان، فرستاده شده است! این، می تواند یک <<خطر>> جدی باشد. مذاکره مجدد بر سر برجام آن هم با مشارکت ترامپ یعنی همان <<مذاکرات تکمیلی برجام>>ی که ترامپ و اروپا صرفا و صرفا در باره نحوه برگزاری آن با هم اختلاف دارند. ترامپ می گوید باید اول از برجام خارج شد و سپس از ابتدا یک مذاکره جدید را با محدودیت های بیشتر برای ایران در حوزه هسته ای، موشکی و منطقه ای آغاز کرد، اما اروپا می گوید، همین محدودیت ها باید طی یک مذاکرات جدید و تکمیلی علیه ایران اعمال شود! شما پاسخ دهید، وقتی مسئولین دولتی ما ضمن عقب نشینی میلی متری از اجرای تعهدات، پیام مذاکره مجدد می فرستند، این پیام، در پازل آمریکا و اروپا قرار نمی گیرد؟ وقتی قرار می گیرد، دیگر چه فرقی می کند آن را با لبخند بگوییم یا حماسی و انقلابی! هدف از این ضرب الاجل ها اگر، وارد کردن شوک به حریف جهت نقد شدن طلبهاست، این روش <<شوک>> وارد نمی کند، اگرچه با سروصدای زیاد اعلامش کنیم.
به نظر می رسد اگر این تحلیل درست باشد، و دولتمردان محترم بخواهند بدون توجه به بازخوردها و خسارت ها و وضعیتی که مردم را دچارش کرده اند، با همان نقشه معیوب قبلی حرکت کنند، عوامل سریال گاندو ایام پر کاری را خواهند داشت!

دوست من. گاندو!
مرور سوابق پرونده جیسون رضائیان نشان می دهد برخی مقامات دولتی به آزادی این جاسوس آمریکایی اصرار داشتند.
به گزارش رجانیوز، تیرماه سال 93، خبرنگار ایرانی آمریکایی رومه <<واشنگتن پست>> در ایران به جرم جاسوسی علیه ایران، توسط نهادهای امنیتی کشور بازداشت می شود. <<جیسون رضائیان>> به مدت یک سال و نیم، تا دی ماه سال 94 در بازداشت نیروهای امنیتی به سر می برد و سرانجام در شامگاه 26 دی 94، همزمان با توافق برجام، با یک میلیارد و هفتصد میلیون دلار پول بلوکه شده ایران در آمریکا، مبادله می شود.
تلاش های آمریکا برای آزادی <<جیسون رضائیان>> حتی مذاکرات هسته ای بین ایران و آمریکا را نیز تحت الشعاع قرار داده و تا حدودی آمریکا توانست با توجه به انفعال دستگاه دیپلماسی ایران، از این ماجرا به مثابه ابزار فشاری بر ایران استفاده کند.
اما فقط آمریکایی ها نبودند که خواستار آزادی بی قید و شرط جاسوس شان بودند. در داخل کشور نیز از وزیر امور خارجه گرفته تا مشاور عالی رئیس جمهور، با اظهارات و مصاحبه هایشان، سعی در بی گناه جلوه دادن <<جیسون رضائیان>> داشتند.
جواد ظریف در سخنرانی خود که در ایام بازداشت <<جیسون رضائیان>>، در دانشگاه نیویورک ایراد کرده بود، در ارتباط با موضوع این جاسوس آمریکایی خطاب به حضار آمریکایی گفته بود: <<متأسفانه دوست شما و دوست من، جیسون، به یک جرم خیلی جدی متهم شده و من امیدوارم که تبرئه شود. اما او باید در دادگاه با اتهاماتش رو به رو شود. او شهروند ایران است. باعث تأسف است که یک عامل پایین رتبه سعی کرده از او بهره برداری کند.>>
از گفته های ظریف درباره <<جیسون رضائیان>> در دانشگاه نیویورک این طور برداشت می شود که وی نه تنها اقدامات <<جیسون رضائیان>> علیه امنیت ملی ایران را محکوم نمی کند، که برعکس از او به عنوان دوست خود یاد می کند!
از طرف دیگر، ظریف برای آنکه از اهمیت اقدامات جاسوسی <<جیسون رضائیان>> بکاهد و او را از اتهاماتش تبرئه کند، می گوید << باعث تأسف است که یک عامل پایین رتبه سعی کرده از او بهره برداری کند.>>
یعنی ظریف جاسوسی <<جیسون رضائیان>> علیه ایران را ناشی از بهره برداری یک مامور دون پایه سرویس اطلاعاتی آمریکا از موقعیت خبرنگار واشنگتن پست در ایران می داند و به نوعی لب کلام ظریف این است که <<جیسون رضائیان>> نه با اختیار و آگاهانه که به خاطر فریب خوردنش از یک مامور رتبه پایین آمریکایی، از ایران جاسوسی کرده است.
این اظهارات عجیب ظریف درحالی بود که <<جیسون رضائیان>> پس از مبادله، از طرف باراک اوباما رئیس جمهور وقت آمریکا، به همراه خانواده به کاخ سفید دعوت می شود و جدای از این، نامه نگاری های <<جیسون رضائیان>> با شخص اوباما مبین این است که دفاع از <<جیسون رضائیان>> و تلاش برای تبرئه وی فقط محدود به ظریف نبود.
<<حسام الدین آشنا>> مشاور نیز از جمله کسانی بود که دفاع از جاسوس آمریکایی<<جیسون رضائیان>> در کارنامه اش ثبت شده است.
دو ماه پس از مبادله <<جیسون رضائیان>>، حسام الدین آشنا در مناظره ای که در یک برنامه زنده تلویزیونی با صفار هرندی داشت، با طرح این نظریه که یک خبرنگار نمی تواند جاسوس باشد، به تبرئه جاسوس پیچیده آمریکا پرداخت!
اکنون نیز که پرونده <<جیسون رضائیان>> با سریال <<گاندو>> این بار با جزئیات بیشتری دوباره برای مردم باز شده است، آشنا با تخریب عوامل فیلم و طرح این ادعا که داستان فیلم واقعی نیست، سعی بر این دارد تا وجهه بدنام شده دولتی ها در ماجرای <<جیسون رضائیان>> را ترمیم کند.
ظریف هم با طعنه و کنایه سعی کرد ماجرای جاسوسی جیسون رضائیان را لوث کند. او و سخنگوی وی در وزارت خارجه چند نوبت درباره سریال گاندو گفتند که وی وقت تماشای تلویزیون ندارد و. پول ندارد که فیلم تبلیغاتی بسازد.

رسیدن به هدف با هر وسیله ای؟

چرا عده ای عاشق بدل هسنتد

ما در چه نقطه ای در روز عاشورا هستیم

سریال ,هم ,یک ,های ,جاسوس ,ای ,این سریال ,و به ,پس از ,می کند ,است که

مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

ardalanmusic bazi2og iranwebbase sulfuricacide2 happyschoo98 revitiran meisasayyedy ganjipakhsh